ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

43

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

شارح در توضيح اين قسمت از سخنان حضرت كه در معرّفى اين گروه آمده ، براي چنين شخصي دو اشتباه ذكر كرده است : لفظي ، معنوي : سخنى را كه از پيامبر شنيده ، نتوانسته است بدرستى لفظ آن را ضبط كند ، ومعناى آن را هم درست درك نكرده ، وهنگامى كه مىخواهد آن را براي ديگران بازگو كند ، معنايى كه خود تصور كرده است - در حالي كه بر خلاف ارادهء پيامبر است - با لفظي از خود بيان مىكند ، بنا بر اين آنچه را كه گفته ، هم از نظر معنى وهم از جهت لفظ بر خلاف گفته پيامبر است ، اما تعمدى در اين جهت نداشته ، زيرا : آن را كه به نظر خود از پيامبر شنيده ، روايت كرده وبه آنچه كه در فكر وانديشهء أو درست بوده عمل كرده وآن را به رسول خدا نسبت داده است ، علّت به غلط افتادن مردم وپذيرفتن گفتار أو آن است كه آنها به اشتباه أو آگاهى نداشتند ، وعلت اشتباه كردن خود أو در نقل روايت وعمل به آن ، توهّم وپندار أو به هنگام شنيدن بوده است ، كه اگر توجه به اين امر داشت نقل آن روايت وعمل به آن را ترك مىكرد . ( 50130 - 50089 ) ورجل سمع . . . لرفضه ، اشاره به قسم سوم است ، كه علت به غلط افتادن ناقل وهمچنين سبب گمراه شدن مردم با شنيدن از أو ، يك موضوع است وآن آگاه نبودن آنان از نسخ روايت است . ( 50256 - 50143 ) وآخر رابع . . . ومحكمه . . . . امام با اين جمله به گروه چهارم اشاره فرموده ودر جملهء بعد آن را توضيح داده است : وعرف الخاص والعام فوضع كلّ شيئى موضعه يعنى ، از جملهء مزيّتهاى گروه چهارم آن است كه موارد عامّ وخاصّ روايات را دانسته وهر كدام را به جاى خود به كار برده‌اند . سپس امام ( ع ) به درستى وواقعيت قسم سوم آگاهى داده وچنين فرموده است : وقد كان يكون من رسول اللَّه ( ص ) . اين امر در زمان پيامبر أكرم وجود داشته است كه برخى اشخاص سخنى